گاهی هم قشنگ حرف بزنیم.
کمی قشنگتر.
بگوییم «میدانی؟ توی پوست خودش نمیگنجید!» و از دوستمان بگوییم که خوشحال بوده است.
فقط خوشحال بوده ها،
اما ما اینجور میگوییم که حال خودمان هم خوش شود.
در وصف حالی که داشتهایم بگوییم:
طَرَبناک.
در وصف جایی که بودهایم بگوییم:
فرحبخش
بگوییم: برگها به رقص درآمدند .
بگوییم: آسمان بازیاش گرفته بود
بگوییم: باران داشت گونههامان را نوازش میکرد .
بگوییم: گیسوهایش رنگ شب بودند و موهای یار را گفته باشیم که تیره بوده فقط،
اما وقتی اینجور صداشان میزنیم، ما را کشیدهاند و بردهاند به خیالِ عشقبازی با یار در یک شب تار.
بگوییم: دلم برایت رفت
بگوییم: دردت به جانم
بگوییم :دوستت دارم .
یک جور بگوییم: دوستت دارم که .
قشنگترین دوستت دارم دنیا باشد.
-حسین وحدانی
نوشته شده در دوشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 1:48 توسط Her
برچسب:
نویسنده: سام بهرامی